ااااممن اومدم..

سلاااااااااااااااام من برگشتم..

دلم خیلی براتون تنگ شده بود فکر نمیکردم وبلاگم این همه

دوستدار داشته باشه..از همه تون ممنونم که تنهام نذاشتین.

من یه مدتی میشد که حالم اصلا خوب نبود تیروئیدم بالا پایین

شده بود فشارم همه ش یا ٧ بود یا ۶ هی میرفتیم درمانگاه سرم

میزدن یکی دو روز خوب میشدم بعدش باز روز از نو روزی از نو..من خودم

فهمیدم که دکتر بی شعور دز داروم رو زیاد داده خودم کمش

کردم دیدم حالم یه کم بهتر شده ولی باز بی حالی و سرگیجه

میومد سراغمآخر سر رفتیم تبریز دکتر گفت دز داروت خیلی زیاد

بوده (عدو شود سبب خیر)خودت سر خود کمش کردی درسته..

بعد گفت یه ماه بعد دوباره آزمایش بده..

حالا دیگه حالم خوبه خوبه و سرحال سرحالم.

 تو این مدت جاری دار هم شدم..برادر شوهرم ازدواج کرده ..دختره

خیلی ناز و خونگرمهبرا هم دوستای خوبی شدیم آخه دوتاییمون

هم خواهر نداریم..

راستی نماز روزه هاتون هم قبول با روزه داری چیکار میکنین؟من رو که

هر   دو تا  خونواده به اضافه ی  همسری جبهه گرفتن  و  نمیذارن

بگیرم.

ولی برا سحری بیدار میشم و سفره مفصلی برا همسری درست

میکنم ولی نمیدونین با چه مصیبتی بیدار میشم .

این روزا هم که همه ش مهمونیم ١٣ شهریور هم مهمونی

خودمه از حالا تو فکرم که چی درست کنم باید یه سری به

مطبخ رویا جون بزنم..Smiley from millan.net

دیگه سعی میکنم این همه غیبت نکنم خیلی دوستتون دارم ،خداحافظ.

/ 30 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملیکا

سلام جاری دار شدن مبارک...ایشالا که همیشه خوب و خوش باشی و مهمونیتم به خوبی برگذار بشه[ماچ]

پریسا

اوه اوه [تعجب]درست میبینم؟؟؟ببین کی اومده پیش ما!!!!!!!!! خوشحالم که خوبی.دفعه آخرت باشه نگرانمون میکنیا[عصبانی]

♥ღ♡ღ♥ღ♥ ستاره ♥ღ♡ღ♥ღ♥

دست حق حیدر كرار علی شیر حق حجت دادار علی مخزن و معدن اسرار علی سید و سرور و سالار علی جان به قربان جمالت مولا كی رسم من به وصالت مولا چه بگویم كه جه ها كرد عدو آتش كینه به پا كرد عدو ای خدا شیعه دلش محزون است از غم عشق علی مجنون است این همان ماتم عظمی باشد سحر آخر مولا باشد میزبان زینب كبری باشد او نوازش گر بابا باشد زیر لب زمزمه دارد زینب كه دگر آخر كار است امشب تا علی گشت برون از خانه عالمی شد ز غمش غمخانه شد علی شمع و همه پروانه خیل مرغان ز پی اش مستانه می سرودند به صد آه و نوا مرو امشب تو مسجد مولا مسجد كوفه پر از غوغا شد گوئیا روز جزا بر پا شد سند قتل علی امضاء شد پر ز اندوه دل زهرا شد تا كه آمد ز شهادت خبرش بست تكبیر نماز سحرش حیدر از تیغ جفا شد بیتاب رفت از هوش میان محراب رنگ خورشید علی شد مهتاب چهره اش در یم خون گشت خضاب ضربه تیغ اگر كاری بود ذكر مولا به لبش جاری بود

برگ ریز

سلام:ازاینکه حالتون بهتر شده خوشحالم آخه همسر من هم مشکل تیروئید داره وچند سال که با این بیماری مدارا میکنه برای همین مشکل شمارو درک می کنم.با آرزوی سلامتی برای شما.

فرهاد

سلام خوبي؟؟ خوشحالم كه بازم اومدي و اري ميويسي همچان برات ارزوي سلامتي ميكنم برقرار باشي و سبز

ثمین جون(به سوی فردایی بهتر...)

یه سلام عاشقونه با یه بغض بی بهونه می نویسم تا بدونی یاد تو، تو دل می مونه . . بخاطر همین اومدم خبرت کنم که من آپ کردم... . . . . حالا بدو بیا پیشم تا با نظرای خوبت وبلاگم روز بهتر از روز قبلش بشه..... راستی عزیزم یه اتفاقی برام افتاده خوشحال میشم با صبر و حوصله پستمو بخونی و نظرتو برام بذاری که اگر تو جای من بودی چی کار میکردی!؟؟!؟!؟! منتظرتم عزیزم سسسایتون سنگین شده دوست جوونم....نمیایی پی؟! نیایی دلم میگیره باهات قهر میکنمااا

دادگر

سلام من آپم منتظرم دوست من [پلک]

سمانه

سلام عزیزم.نماز و روزه شما هم قبول.خوشحالم که بهتر شدی[گل]